[sbu_post_image]

چگونه مواد مغذی در غذاها می توانند در بافتهای بدن که به آنها نیاز دارند، ذخیره شوند؟ روند هضم، جذب و دفع تاحدی پیچیده است، اما غذاها به گونه ای که وارد دستگاه گوارش می شوند، نمی تواند در بدن هضم، جذب و دفع شوند و مورد استفاده قرار گیرند.

مسیر گوارش از لوله بلندی تشکیل شده است (در حدود 30 پا وقتی در حالت استراحت است) که از 2 انتها باز است. این لوله در محاصره بدن است و هرچیزی که وارد آن شود، باید از سلولهایی عبور کند که در درون دیواره لوله برای هضم، جذب و دفع غذا قرار دارند و پس از آن به جریان خون وارد شده و به بافتهای بدن انتقال یابد. همانا با عبور غذا از طریق لوله گوارش، غذا پردازش شده و به تدریج به مواد مغذی مثل قندها، پروتئین ها و چربی ها تجزیه می شود و سپس می تواند توسط سلولهای موجود در دیواره لوله گوارش جذب شود.

نان همبرگر، سیب زمینی سرخ شده و نوشیدنی شیر کاکائو حاوی کربوهیدرات ها هستند. کربوهیدرات ها به مونوساکاریدها یا قندهای ساده تر تجزیه شوند. گلوکز نیز به عنوان قند ساده ای است که در متابولیسم به کار گرفته می شود. مولکول های نشاسته در نان و سیب زمینی متشکل از صدها مونوساکارید می باشند. قندهای دیگر مثل شکر، شیر و جو، دی ساکاریدهایی هستند که از 2 مونوساکارید تشکیل شده اند. هر ماده ای بزرگ تر از یک مونوساکارید، نمی تواند از طریق دیواره لوله گوارشی هضم، جذب و دفع شود، بنابراین هر دی ساکاریدی که به مونوساکارید تبدیل نشود، در واقع توسط باکتری های مستقر در روده مورد استفاده قرار می گیرد. در نتیجه روند هضم، جذب و دفع متابولیسم باکتریایی می تواند باعث بروز بسیاری از اختلالات شکمی و اسهال شود.

این ها نشانه هایی از هضم، جذب و دفع مواد غذایی هستند که ممکن است در افرادی که عدم تحمل لاکتوز دارند دیده شود. گوشت موجود در همبرگر منبع خوبی از پروتئین به شمار می آید. پروتئین ها از صدها اسیدآمینه تشکیل شده اند که باید به اسیدهای امینه انفرادی تقسیم شوند تا بدن بتواند از این اسیدهای امینه به عنوان بلوکهای ساختمانی برای ساخت پروتئین ها استفاده کند. گوشت همبرگر حاوی چربی و روغن مخصوص سرخ کردن نیز هست. چربی ها که به آنها لیپید هم گفته می شود، ممکن است با یا بدون شکسته شدن وارد سلولهای چربی روده شوند. کلسترول به طور کامل هضم، جذب و دفع می شود، در حالیکه تری گلیسیریدها در هنگام ورود یا خروج از سلولها باید شکسته شوند. تری گلیسیریدها متشکل از گلیسرول و سه زنجیره اسیدچرب می باشند. زنجیره های اسید چرب می توانند به صورت اشباع شده یا اشباع نشده باشند. به علت اینکه زنجیره های اسید چرب از طریق لوله گوارش، هضم، جذب و دفع می شوند، بدن مجموعه ای از تری گلیسیریدهایی می سازد که حاوی انواع اسیدهای چرب رژیمی مختلف هستند. اگر فرد غذای خاصی بخورد که اسیدهای چرب اشباع شده آن بالا باشد، اسیدهای چرب اشباع جذب شده به طور کامل به بافت های بدن انتقال یافته و در آنجا ذخیره می شوند.

 

دستگاه گوارش یک لوله احاطه شده در بدن برای مواد غذایی است که یک سر آن برای دریافت غذا در دهان و سر دیگر آن به نام سوراخ مقعد، برای دفع، ختم می شود. دستگاه گوارش و فرایند هضم، جذب و دفع شامل دهان، مری، معده، روده کوچک و بزرگ و رکتوم است.

ساختار لوله گوارش

سرتاسر لوله گوارش از 4 لایه بافتی تشکیل شده است: مخاط، زیر مخاط، لایه عضلانی، سروزا یا ادونتشیا. داخلی ترین لایه لوله گوارش و هضم، جذب و دفع، مخاط نام دارد. این لایه متشکل از 3 بخش اپیتلیوم، لامیناپروپریا و عضله مخاطی است. داخلی ترین بخش مخاط اپیتلیوم است. بیشتر لایه های اپیتلیایی از یک لایه سلولهای تک تشکیل شده اند که به آنها سلول های اپیتلیال استوانه ای می گویند. این سلولها به شکل استوانه ها به نوعی در دستگاه گوارش قرارگرفته که از یک طرف در معرض مواد ورودی به دستگاه گوارش هستند و از طرف دیگر ارتباط بین اپیتلیال و بافت درونی را برقرار می کنند. هرچیزی که جذب بدن می شود باید از طریق این سلول ها عبور کند. علاوه بر سلولهای استوانه ای، ترشح مخاط از سلولهایی به نام سلولهای ساغری(گابلت) که در سرتاسر لوله گوارش یا هضم، جذب و دفع به چشم میخورد، انجام می شود که این سلولها دارای شکل منحصر به فرد(انتهای ظریف و نوک پهن) هستند.

مخاط اهمیت ویژه ای در طول لوله گوارشی دارد به ویژه هنگامی که مواد داخل روده برای تشکیل مدفوع آب از دست می دهند. در ابتدای لوله هضم، جذب و دفع، اپیتلیوم از سلولهای اپیتلیال سنگفرشی تشکیل شده است که برای حفاظت بیشتر از این ناحیه تخصصی شده اند. این سلولها مسطح و شبیه پنکک و دارای هسته ای در مرکز هستند و از بافت های زیر خود محافظت می کنند. اگر لایه ای از سلولها که بر روی این بخش از مسیر لوله گوارش قرار گرفته از بین برود، بافت موجود در دیواره بدون پوشش محافظ می شود و مواد هضمی می توانند به آن آسیب زده و یا آن را عفونی نمایند. بسیاری از مواد شیمیایی که بلعیده می شوند تا زمانی که در معده خنثی شوند، می توانند بسیار مضر باشند. این لایه حفاظتی معمولاً در بخش فوقانی لوله گوارش یافت می شود، همانند سطح بدن که به طور کامل پوشیده شده است و از بافتها در مقابل فرسایش و آسیب به بدن جلوگیری می کند. در زیر لایه اپیتلیوم، لامینا پروپریا یعنی لایه ای از بافت همبند قرار دارد که سلولهای جذبی را برای هضم، جذب و دفع مواد غذایی حمایت می کند. این لایه شامل بافت همبند نرم است که با خون و شبکه مویرگی لنفاوی مواد را از سلولهای استوانه ای گرفته و به بافتهای بدن می برد. لایه عضلانی مخاطی نیز لایه نازکی از ماهیچه صاف دور لامیناپروپریا است این لایه به حرکت غذا از طریق لوله گوارش کمک می کند.

دیواره های لوله گوارش برای هضم، جذب و دفع مواد غذایی از 4 لایه تشکیل شده است که می توان به مخاط، زیرمخاط، لایه عضلانی(لایه عضلات خارجی) و سروز اشاره کرد.

دومین لایه اصلی دیگر دیواره لوله گوارش برای هضم، جذب و دفع مواد غذایی، لایه زیر مخاط است. این لایه مشابه با لامیناپروپریا است اما ضخیمتر بوده و دارای بافتهای همبند خاص و رگهای خونی است. زیرمخاط برای کمک به تنظیم فرآیند گوارشی دارای سیستم عصبی است. گره های لنفاوی موادخارجی را که ممکن است باعث ساخت آنتی بادی ها شود، غربال میکند و گاهی اوقات غده ها روی یک بخش از لوله گوارش قرار دارند. لایه سوم دیواره لوله گوارش لایه عضلانی است. این لایه مشابه با عضله مخاطی، اما ضخیم تر از آن و دارای دو لایه ماهیچه ای صاف است. لایه درونی ماهیچه بر اساس الگوی حلقوی دور لوله گوارش قرار گرفته است. لایه بیرونی سلولهای ماهیچه ای به موازات لوله قرارگرفته اند. انقباض لایه های ماهیچه ای محتوای درون لوله گوارش را برای هضم، جذب و دفع به جلو می راند و این فرآیند پریستالسیس(حرکت دودی یا سوسیسی شکل) نامیده می شود( شکل زیر را ملاحظه فرمایید). انقباض لایه داخلی ماهیچه ای باعث فشردگی مواد همراه با تنگ شدن حلقه های ماهیچه ای برای مواد غذایی می شود. انقباض لایه بیرونی، مواد گوارشی و محتویات هضم شده در فرایند هضم، جذب و دفع را به جلو می راند.

ترکیب همزمان باعث ایجاد موج های انقباضی می شود که با اعمال فشار بر لوله گوارش، مواد را به جلو می فرستد. در بین دو لایه عضلانی صاف اعصابی وجود دارد که در تنظیم پریستالسیس نقش دارد. بیرونی ترین و اصلی ترین لایه خارجی لوله گوارش، سروزا یا ادونتیشیا نام دارد. پوشش بیرونی در مری ادونتیشیا نامیده می شود. در انتهای لوله گوارش، پوشش سروزا نامیده می شود. این پوشش همچنین به عنوان پریتونیوم احشایی به معنای بافت همبند پوشش دهنده اندامهای احشایی در حفره شکمی است. این لایه متشکل از بافت همبند متراکم و فیبروزی برای هضم، جذب و دفع است که در سرتاسر لوله به چشم می خورد. تنها تفاوت نام اختصاص یافته براساس موقعیت مکانی بخشی از لوله می باشد که پوشش در آن منطقه قرار گرفته است. سروزا/ ادونتیشیا گاو و گوسفند و خوک معمولاً خوشمزه بوده و به عنوان پوشش خارجی یا روکش سوسیس، کالباس و انواع هات داگ به کار گرفته می شود.

با قورت دادن، غذا دهان را ترک و به مری وارد می شود. انتقال آن از مری، براساس موج های حاصله انقباضی انجام می شود که امواج دودی نام دارد. دیواره های مری متناوباً فشرده و باز می شوند تا لقمه غذایی به سمت معده انتقال یابد.

فرآیند گوارش

فرآیند قرارگیری غذا در دهان بلعیدن نامیده می شود. در دهان، غذا جویده و به بخش های کوچک تجزیه و باآب دهان(بزاق) ترکیب می شود. نتیجه این عمل در فرایند هضم، جذب و دفع به وجود آمدن توده غذایی است که بولوس یا لقمه نامیده می شود و به درون حنجره و سپس مری فرستاده می شود. علاوه بر تجزیه فیزیکی غذا به بخشهای کوچکتر، گوارشهای شیمیایی نیز تا حدی در دهان آغاز به کار می کند که این بیشتر مربوط به مواد نشاسته ای است. مری لقمه غذایی را به معده انتقال می دهد.

معده همانند یک همزن ، غذا را با شیره های گوارشی ترشح شده از سلولهای ویژه در معده مخلوط می کند یکی از مواد شیمیایی هضمی تولیدشده در معده اسیدهیدروکلریک است و غلظت آن در حدی است که حتی می تواند چرم کفش را نیز هضم کند در واقع مقدار زیادی مخاط(موکوس) در معده، از سلولهای آن در برابر اسید محافظت می کنند. محتوای مواد موجود در معده معمولاً در فواصل منظم به روده کوچک انتقال داده می شود. هورمونهای تولیدشده فرآیند هضم، جذب و دفع را کنترل می کنند. غذای هضم شده در این مرحله کیموس نامیده می شود. کیموس شامل ترکیب غذای هضم شده، بزاق و شیرمعده است. شیرگوارشی اضافی نیز از طریق لوزالمعده و صفرا به درون روده کوچک وارد می شود. لوزالمعده یا پانکراس از طریق آنزیم ها به باقیمانده تجزیه نشاسته، قطعه قطعه شدن پروتئین و متلاشی شدن تری گلیسیریدها کمک می کند. صفرای مترشحه از کیسه صفرا نیز می تواند به هضم، جذب و دفع چربیها در روده کوچک کمک کند.

تجزیه نهایی مواد خرد شده شامل دی ساکاریدها در سطح سلولهای استوانه ای لایه درونی انجام می شود. مواد مغذی سپس به درون سلولهای پوششی جذب می شوند. در واقع جذب تمام مواد غذایی در روده کوچک اتفاق می افتد. وقتی که مواد غذایی مسیر دستگاه گوارشی را ترک می کنند، بیشتر آنها وارد جریان خون شده و سپس به بافتهای بدن یا کبد وارد می شوند. کبد یک عضو پیرامونی دستگاه گوارش است که میزان برداشت مواد از خون را در فرایند هضم، جذب و دفع تنظیم می کند. (بیشتر آبی که از طریق غذا یا مایعات و شیره های گوارشی معده یا لوزالمعده، وارد مجرای گوارشی می شود، فعالانه به وسیله روده بزرگ جذب خواهدشد.)
حذف آب از لوله گوارش ، موادی را به وجود می آورد که به شکل مدفوع از بدن خارج می شوند. تعداد زیادی از سلولهای گابلت در این قسمت از لوله گوارش قرار گرفته اند که با تولید موکوس یا مخاط به حرکت مدفوع در این قسمت از لوله گوارش کمک می کنند. به هرحال مواد تجزیه نشده یا جذب نشده در فرآیند هضم، جذب و دفع از طریق رکتوم و سوراخ مقعد از بدن خارج می شوند.

نتیجه:

مواد مغذی باید در حدی بشکنند که بتوانند از طریق سلولهای میکروسکوپی هضم، جذب و دفع شوند. هریک از انواع موادمغذی دارای یک بلوک ساختاری ویژه است که می تواند به آن شکل جذب شود. برای قندها این واحد پایه مونوساکارید است. برای پروتئین ها این واحدپایه اسیدآمینه است. لیپیدها به شکل تری گلیسیریدها، به زنجیره های اسیدچرب و گلیسرول در فرایند گوارش تجزیه می شوند. در حالی که کلسترول دست نخورده جذب می شود. دیواره لوله گوارش از 4 لایه اصلی تشکیل شده است: مخاط، زیر مخاط، لایه عضلانی و بافت همبند خاصی که سروزا یا ادونتشیا نام دارد. هربخش از لوله گوارش دارای عملکردهای ویژه ای است. دهان و مری غذای بلعیده شده را انتقال داده و معده آن را با شیره های گوارشی ترکیب می کند. تجزیه و تحلیل نهایی برای هضم، جذب و دفع در روده کوچک انجام می شود جایی که مواد مغذی جذب می شوند. روده بزرگ نیز آب مواد غذایی گوارش یافته را گرفته و بقیه را به شکل مدفوع از بدن دفع می کند.

خواننده گرامی، پیشنهاد می شود مطلب ” وظایف مری و معده به زبان ساده ” را جهت کسب اطلاعات بیشتر در زمینه هضم، جذب و دفع غذا مطالعه فرمایید.

منبع: کتاب گوارش و تغذیه