کبد که نام انگلیسی آن Liver و اصل آن از واژه ی آنگلوساکسون Lifer است، بزرگترین عضو داخلی بدن انسان به شمار می آید. کبد برای بقا ضروری است و انسان تنها قادر است 24 ساعت بدون آن زنده بماند. در ادامه با وظایف کبد و مجاری صفراوی بیشتر آشنا می شوید:

نقش کبد در متابولیسم بدن

کبد نقش مهمی در متابولیسم بدن ایفا می کند و عملکردی آن شامل ذخیره گلیکوژن، تجزیه ی گلبول های قرمز خون، سنتز پروتئین، پلاسما و سم زدایی هستند. کبد در زیر دیافراگم، در ناحیه ی سینه ای شکم قرار دارد. نقش کبد، تولید صفرا و ترکیبی قلیایی است که از طریق امولسیفیکاسیون (به صورت شیرابه یا مخلوط معلق مایع در مایع در آوردن) چربی ها، به هضم کمک می کند. کبد، همچنین انواع واکنش های بیوشیمیایی پرحجم نیازمند بافت های بسیار تخصص یافته را انجام می دهد و تنظیم می کند. کبد انسان به طور طبیعی 1/4 تا 1/6 کیلوگرم وزن دارد و رنگ آن قهوه ای متمایل به صورتی و به شکل مثلث و نرم است. کبد در سمت راست قسمت بالای شکم و در طرف راست معده و زیر دیافراگم و روی کیسه ی صفرا واقع است. سیاهرگ باب (Port) که خون سیاهرگ طحال، لوزالمعده (پانکراس)، معده، روده کوچک و روده بزرگ را به کبد می آورد از اتصال سیاهرگ مزانتریک (بند روده ای) فوقانی، سیاهرگ مزانتریک (بند روده ای) تحتانی و سیاهرگ طحالی تشکیل می شود.

حدود 60 تا 80 درصد جریان خون کبد به وسیله ی سیاهرگ باب و یک چهارم آن به وسیله ی سرخرگ کبدی تأمین می شود. صفرای تولید شده در کبد در مجاری ریز صفراوی جمع آوری می شود. این مجاری به یکدیگر می پیوندند و مجاری بزرگتر صفراوی را تشکیل می دهند که سرانجام به مجاری راست و چپ کبدی تخلیه می شوند. مجاری راست و چپ کبدی به یکدیگر متصل می شوند و مجرای مشترک کبدی را می سازند. مجرای سیستیک (مجرای کیسه ی صفرا؛ cystic duct) به مجرای مشترک کبدی می پیوندد و مجرای مشترک صفراوی را تشکیل می دهد. صفرا می تواند به طور مستقیم از طریق مجرای مشترک صفراوی به داخل دوازدهه بریزد تا به طور موقت از طریق مجرای سیستیک در کیسه ی صفرا ذخیره شود.

مجرای مشترک صفراوی و مجرای لوزالمعده ای همراه با یکدیگر در ناحیه ی آمپول واتر (Ampulla of vater) به دوازدهه وارد می شوند. شاخه های مجاری صفراوی شبیه شاخه های درخت هستند و به این دلیل به آنها درخت صفراوی گفته می شود. کبد از اعضایی است که می تواند بافت از دست رفته خود را بازسازی کند به نحوی که حتی چنانچه 25% از آن باقی مانده باشد می تواند دوباره به کبد کامل تبدیل شود. علت این امر آن است که سلول های کبدی (هپاتوسیت ها؛ hepatocytes) دوباره وارد چرخه ی سلولی می شوند. همچنین شواهدی از سلول های بنیادی دارای دو پتانسیل موسوم به سلول های بیضی (ovalocytes) وجود دارد که می توانند به سلول های کبدی و یا سلول های کبدی و یا سلول های صفراوی (کلانژیوسیت ها؛ Cholangiocytes) که در مجرای صفراوی قرار دارند تمایز پیدا کنند. کبد به طور کامل، جدا از ناحیه ای که به دیافراگم اتصال می یابد به وسیله ی صفاق احشایی که غشایی نازک و دو لایه است و اصطکاک کبد با سایر اعضا را کاهش می دهد پوشیده شده است. صفاق بر روی خود تا می خورد و «رباط داسی شکل» و «رباطهای مثلثی راست و چپ» را می سازد. این رباطها اساساً اهمیت عملکردی ندارند ولی به سادگی موجب شناسایی سطوح کبدی می شوند.

اجزای کبد و کار آن ها

به طور مرسوم کبد از نظر آناتومی ظاهری بر اساس ویژگی های سطح خود به 4 لوب (بخش) تقسیم می شود. رباط (لیگامان) داسی شکل در قسمت جلو (قدامی) کبد دیده می شود و کبد را به دو لوب آناتومیک چپ و راست تقسیم می کند. چنان چه کبد از پشت (سطوح احشایی) مشاهده شود دارای دو لوب دیگر است که بین لوب های راست و چپ قرار دارند و عبارتند از: لوب دم دار (caudate lobe) که بالاتر قرار گرفته و لوب مربع (quadrate) که در زیر واقع است. از سطح پشتی، لوب ها به وسیله ی رباط سیاهرگی و رباط گرد تقسیم می شوند. شیار عرضی یا (porta hepatis) لوب دُم دار را از لوب مربع جدا می کند و حفره ی سهمی (ساژیتال) راست که سیاهرگ اجوف تحتانی از روی آن عبور می کند این دو لوب را از لوب راست جدا می نماید. هر لوب از لوبولهایی تشکیل می شود و از مرکز هرلوبول سیاهرگی عبور می کند که بعداً به سیاهرگ کبدی می پیوندد تا خون را از کبد جدا کند. بر روی سطح لوبول ها، مجاری، سیاهرگ ها، و سرخرگ هایی وجود دارند که مایعات را به لوبول ها داخل و از آنها خارج می کنند. ناحیه ی مرکزی که مجرای مشترک صفراوی، سیاهرگ باب کبدی و سرخرگ باب کبدی به آن وارد می شوند، ناف یا باب کبد (porta hepatis) نام دارد.

مجرای صفراوی و سیاهرگ و سرخرگ باب به شاخه های چپ و راست تقسیم می شوند و بخش هایی از کبد که این شاخه ها را دریافت می کنند، لوب های عملکردی چپ و راست را تشکیل می دهند. کبد بیش از 500 کار انجام می دهد و بیش از 1000 آنزیم اصلی تولید می کند. لوب های عملکردی کبد به وسیله ی سطحی که حفره ی مخصوص کیسه صفرا را به سیاهرگ اجوف تحتانی متصل می کند از هم جدا می شوند. این سطح، کبد را به لوب های راست و چپ حقیقی تقسیم می کند. سیاهرگ کبدی میانی همچنین لوب های راست و چپ حقیقی را از هم متمایز می کند. لوب راست به وسیله ی سیاهرگ کبدی راست به قطعه جلویی (قدامی) و پشتی (خلفی) تقسیم می شود. لوب چپ به وسیله ی سیاهرگ کبدی چپ به دو قطعه میانی و جانبی تقسیم می شود که قطعه میانی در واقع همان لوب مربع است. هپاتوسیت ها (سلول های کبدی)، وظایف کبد و مجاری صفراوی را انجام می دهند. این اعمال عبارتند از: تولید و ترشح صفرا (مایع سبزرنگی که برای تبدیل چربی ها به شکل مخلوط معلق، مایع در مایع، یا امولسیون لازم است). مقداری از صفرا به طور مستقیم به داخل اثنی عشر تخلیه و مقدار دیگری از آن در کیسه صفرا ذخیره می شود.

منبع: کتاب راهنمای پزشکی خانواده – بیماری های کبد و مجاری صفراوی