نوشته‌ها

هضم، جذب و دفع

[sbu_post_image]

چگونه مواد مغذی در غذاها می توانند در بافتهای بدن که به آنها نیاز دارند، ذخیره شوند؟ روند هضم، جذب و دفع تاحدی پیچیده است، اما غذاها به گونه ای که وارد دستگاه گوارش می شوند، نمی تواند در بدن هضم، جذب و دفع شوند و مورد استفاده قرار گیرند.

مسیر گوارش از لوله بلندی تشکیل شده است (در حدود 30 پا وقتی در حالت استراحت است) که از 2 انتها باز است. این لوله در محاصره بدن است و هرچیزی که وارد آن شود، باید از سلولهایی عبور کند که در درون دیواره لوله برای هضم، جذب و دفع غذا قرار دارند و پس از آن به جریان خون وارد شده و به بافتهای بدن انتقال یابد. همانا با عبور غذا از طریق لوله گوارش، غذا پردازش شده و به تدریج به مواد مغذی مثل قندها، پروتئین ها و چربی ها تجزیه می شود و سپس می تواند توسط سلولهای موجود در دیواره لوله گوارش جذب شود.

نان همبرگر، سیب زمینی سرخ شده و نوشیدنی شیر کاکائو حاوی کربوهیدرات ها هستند. کربوهیدرات ها به مونوساکاریدها یا قندهای ساده تر تجزیه شوند. گلوکز نیز به عنوان قند ساده ای است که در متابولیسم به کار گرفته می شود. مولکول های نشاسته در نان و سیب زمینی متشکل از صدها مونوساکارید می باشند. قندهای دیگر مثل شکر، شیر و جو، دی ساکاریدهایی هستند که از 2 مونوساکارید تشکیل شده اند. هر ماده ای بزرگ تر از یک مونوساکارید، نمی تواند از طریق دیواره لوله گوارشی هضم، جذب و دفع شود، بنابراین هر دی ساکاریدی که به مونوساکارید تبدیل نشود، در واقع توسط باکتری های مستقر در روده مورد استفاده قرار می گیرد. در نتیجه روند هضم، جذب و دفع متابولیسم باکتریایی می تواند باعث بروز بسیاری از اختلالات شکمی و اسهال شود.

این ها نشانه هایی از هضم، جذب و دفع مواد غذایی هستند که ممکن است در افرادی که عدم تحمل لاکتوز دارند دیده شود. گوشت موجود در همبرگر منبع خوبی از پروتئین به شمار می آید. پروتئین ها از صدها اسیدآمینه تشکیل شده اند که باید به اسیدهای امینه انفرادی تقسیم شوند تا بدن بتواند از این اسیدهای امینه به عنوان بلوکهای ساختمانی برای ساخت پروتئین ها استفاده کند. گوشت همبرگر حاوی چربی و روغن مخصوص سرخ کردن نیز هست. چربی ها که به آنها لیپید هم گفته می شود، ممکن است با یا بدون شکسته شدن وارد سلولهای چربی روده شوند. کلسترول به طور کامل هضم، جذب و دفع می شود، در حالیکه تری گلیسیریدها در هنگام ورود یا خروج از سلولها باید شکسته شوند. تری گلیسیریدها متشکل از گلیسرول و سه زنجیره اسیدچرب می باشند. زنجیره های اسید چرب می توانند به صورت اشباع شده یا اشباع نشده باشند. به علت اینکه زنجیره های اسید چرب از طریق لوله گوارش، هضم، جذب و دفع می شوند، بدن مجموعه ای از تری گلیسیریدهایی می سازد که حاوی انواع اسیدهای چرب رژیمی مختلف هستند. اگر فرد غذای خاصی بخورد که اسیدهای چرب اشباع شده آن بالا باشد، اسیدهای چرب اشباع جذب شده به طور کامل به بافت های بدن انتقال یافته و در آنجا ذخیره می شوند.

 

دستگاه گوارش یک لوله احاطه شده در بدن برای مواد غذایی است که یک سر آن برای دریافت غذا در دهان و سر دیگر آن به نام سوراخ مقعد، برای دفع، ختم می شود. دستگاه گوارش و فرایند هضم، جذب و دفع شامل دهان، مری، معده، روده کوچک و بزرگ و رکتوم است.

ساختار لوله گوارش

سرتاسر لوله گوارش از 4 لایه بافتی تشکیل شده است: مخاط، زیر مخاط، لایه عضلانی، سروزا یا ادونتشیا. داخلی ترین لایه لوله گوارش و هضم، جذب و دفع، مخاط نام دارد. این لایه متشکل از 3 بخش اپیتلیوم، لامیناپروپریا و عضله مخاطی است. داخلی ترین بخش مخاط اپیتلیوم است. بیشتر لایه های اپیتلیایی از یک لایه سلولهای تک تشکیل شده اند که به آنها سلول های اپیتلیال استوانه ای می گویند. این سلولها به شکل استوانه ها به نوعی در دستگاه گوارش قرارگرفته که از یک طرف در معرض مواد ورودی به دستگاه گوارش هستند و از طرف دیگر ارتباط بین اپیتلیال و بافت درونی را برقرار می کنند. هرچیزی که جذب بدن می شود باید از طریق این سلول ها عبور کند. علاوه بر سلولهای استوانه ای، ترشح مخاط از سلولهایی به نام سلولهای ساغری(گابلت) که در سرتاسر لوله گوارش یا هضم، جذب و دفع به چشم میخورد، انجام می شود که این سلولها دارای شکل منحصر به فرد(انتهای ظریف و نوک پهن) هستند.

مخاط اهمیت ویژه ای در طول لوله گوارشی دارد به ویژه هنگامی که مواد داخل روده برای تشکیل مدفوع آب از دست می دهند. در ابتدای لوله هضم، جذب و دفع، اپیتلیوم از سلولهای اپیتلیال سنگفرشی تشکیل شده است که برای حفاظت بیشتر از این ناحیه تخصصی شده اند. این سلولها مسطح و شبیه پنکک و دارای هسته ای در مرکز هستند و از بافت های زیر خود محافظت می کنند. اگر لایه ای از سلولها که بر روی این بخش از مسیر لوله گوارش قرار گرفته از بین برود، بافت موجود در دیواره بدون پوشش محافظ می شود و مواد هضمی می توانند به آن آسیب زده و یا آن را عفونی نمایند. بسیاری از مواد شیمیایی که بلعیده می شوند تا زمانی که در معده خنثی شوند، می توانند بسیار مضر باشند. این لایه حفاظتی معمولاً در بخش فوقانی لوله گوارش یافت می شود، همانند سطح بدن که به طور کامل پوشیده شده است و از بافتها در مقابل فرسایش و آسیب به بدن جلوگیری می کند. در زیر لایه اپیتلیوم، لامینا پروپریا یعنی لایه ای از بافت همبند قرار دارد که سلولهای جذبی را برای هضم، جذب و دفع مواد غذایی حمایت می کند. این لایه شامل بافت همبند نرم است که با خون و شبکه مویرگی لنفاوی مواد را از سلولهای استوانه ای گرفته و به بافتهای بدن می برد. لایه عضلانی مخاطی نیز لایه نازکی از ماهیچه صاف دور لامیناپروپریا است این لایه به حرکت غذا از طریق لوله گوارش کمک می کند.

دیواره های لوله گوارش برای هضم، جذب و دفع مواد غذایی از 4 لایه تشکیل شده است که می توان به مخاط، زیرمخاط، لایه عضلانی(لایه عضلات خارجی) و سروز اشاره کرد.

دومین لایه اصلی دیگر دیواره لوله گوارش برای هضم، جذب و دفع مواد غذایی، لایه زیر مخاط است. این لایه مشابه با لامیناپروپریا است اما ضخیمتر بوده و دارای بافتهای همبند خاص و رگهای خونی است. زیرمخاط برای کمک به تنظیم فرآیند گوارشی دارای سیستم عصبی است. گره های لنفاوی موادخارجی را که ممکن است باعث ساخت آنتی بادی ها شود، غربال میکند و گاهی اوقات غده ها روی یک بخش از لوله گوارش قرار دارند. لایه سوم دیواره لوله گوارش لایه عضلانی است. این لایه مشابه با عضله مخاطی، اما ضخیم تر از آن و دارای دو لایه ماهیچه ای صاف است. لایه درونی ماهیچه بر اساس الگوی حلقوی دور لوله گوارش قرار گرفته است. لایه بیرونی سلولهای ماهیچه ای به موازات لوله قرارگرفته اند. انقباض لایه های ماهیچه ای محتوای درون لوله گوارش را برای هضم، جذب و دفع به جلو می راند و این فرآیند پریستالسیس(حرکت دودی یا سوسیسی شکل) نامیده می شود( شکل زیر را ملاحظه فرمایید). انقباض لایه داخلی ماهیچه ای باعث فشردگی مواد همراه با تنگ شدن حلقه های ماهیچه ای برای مواد غذایی می شود. انقباض لایه بیرونی، مواد گوارشی و محتویات هضم شده در فرایند هضم، جذب و دفع را به جلو می راند.

ترکیب همزمان باعث ایجاد موج های انقباضی می شود که با اعمال فشار بر لوله گوارش، مواد را به جلو می فرستد. در بین دو لایه عضلانی صاف اعصابی وجود دارد که در تنظیم پریستالسیس نقش دارد. بیرونی ترین و اصلی ترین لایه خارجی لوله گوارش، سروزا یا ادونتیشیا نام دارد. پوشش بیرونی در مری ادونتیشیا نامیده می شود. در انتهای لوله گوارش، پوشش سروزا نامیده می شود. این پوشش همچنین به عنوان پریتونیوم احشایی به معنای بافت همبند پوشش دهنده اندامهای احشایی در حفره شکمی است. این لایه متشکل از بافت همبند متراکم و فیبروزی برای هضم، جذب و دفع است که در سرتاسر لوله به چشم می خورد. تنها تفاوت نام اختصاص یافته براساس موقعیت مکانی بخشی از لوله می باشد که پوشش در آن منطقه قرار گرفته است. سروزا/ ادونتیشیا گاو و گوسفند و خوک معمولاً خوشمزه بوده و به عنوان پوشش خارجی یا روکش سوسیس، کالباس و انواع هات داگ به کار گرفته می شود.

با قورت دادن، غذا دهان را ترک و به مری وارد می شود. انتقال آن از مری، براساس موج های حاصله انقباضی انجام می شود که امواج دودی نام دارد. دیواره های مری متناوباً فشرده و باز می شوند تا لقمه غذایی به سمت معده انتقال یابد.

فرآیند گوارش

فرآیند قرارگیری غذا در دهان بلعیدن نامیده می شود. در دهان، غذا جویده و به بخش های کوچک تجزیه و باآب دهان(بزاق) ترکیب می شود. نتیجه این عمل در فرایند هضم، جذب و دفع به وجود آمدن توده غذایی است که بولوس یا لقمه نامیده می شود و به درون حنجره و سپس مری فرستاده می شود. علاوه بر تجزیه فیزیکی غذا به بخشهای کوچکتر، گوارشهای شیمیایی نیز تا حدی در دهان آغاز به کار می کند که این بیشتر مربوط به مواد نشاسته ای است. مری لقمه غذایی را به معده انتقال می دهد.

معده همانند یک همزن ، غذا را با شیره های گوارشی ترشح شده از سلولهای ویژه در معده مخلوط می کند یکی از مواد شیمیایی هضمی تولیدشده در معده اسیدهیدروکلریک است و غلظت آن در حدی است که حتی می تواند چرم کفش را نیز هضم کند در واقع مقدار زیادی مخاط(موکوس) در معده، از سلولهای آن در برابر اسید محافظت می کنند. محتوای مواد موجود در معده معمولاً در فواصل منظم به روده کوچک انتقال داده می شود. هورمونهای تولیدشده فرآیند هضم، جذب و دفع را کنترل می کنند. غذای هضم شده در این مرحله کیموس نامیده می شود. کیموس شامل ترکیب غذای هضم شده، بزاق و شیرمعده است. شیرگوارشی اضافی نیز از طریق لوزالمعده و صفرا به درون روده کوچک وارد می شود. لوزالمعده یا پانکراس از طریق آنزیم ها به باقیمانده تجزیه نشاسته، قطعه قطعه شدن پروتئین و متلاشی شدن تری گلیسیریدها کمک می کند. صفرای مترشحه از کیسه صفرا نیز می تواند به هضم، جذب و دفع چربیها در روده کوچک کمک کند.

تجزیه نهایی مواد خرد شده شامل دی ساکاریدها در سطح سلولهای استوانه ای لایه درونی انجام می شود. مواد مغذی سپس به درون سلولهای پوششی جذب می شوند. در واقع جذب تمام مواد غذایی در روده کوچک اتفاق می افتد. وقتی که مواد غذایی مسیر دستگاه گوارشی را ترک می کنند، بیشتر آنها وارد جریان خون شده و سپس به بافتهای بدن یا کبد وارد می شوند. کبد یک عضو پیرامونی دستگاه گوارش است که میزان برداشت مواد از خون را در فرایند هضم، جذب و دفع تنظیم می کند. (بیشتر آبی که از طریق غذا یا مایعات و شیره های گوارشی معده یا لوزالمعده، وارد مجرای گوارشی می شود، فعالانه به وسیله روده بزرگ جذب خواهدشد.)
حذف آب از لوله گوارش ، موادی را به وجود می آورد که به شکل مدفوع از بدن خارج می شوند. تعداد زیادی از سلولهای گابلت در این قسمت از لوله گوارش قرار گرفته اند که با تولید موکوس یا مخاط به حرکت مدفوع در این قسمت از لوله گوارش کمک می کنند. به هرحال مواد تجزیه نشده یا جذب نشده در فرآیند هضم، جذب و دفع از طریق رکتوم و سوراخ مقعد از بدن خارج می شوند.

نتیجه:

مواد مغذی باید در حدی بشکنند که بتوانند از طریق سلولهای میکروسکوپی هضم، جذب و دفع شوند. هریک از انواع موادمغذی دارای یک بلوک ساختاری ویژه است که می تواند به آن شکل جذب شود. برای قندها این واحد پایه مونوساکارید است. برای پروتئین ها این واحدپایه اسیدآمینه است. لیپیدها به شکل تری گلیسیریدها، به زنجیره های اسیدچرب و گلیسرول در فرایند گوارش تجزیه می شوند. در حالی که کلسترول دست نخورده جذب می شود. دیواره لوله گوارش از 4 لایه اصلی تشکیل شده است: مخاط، زیر مخاط، لایه عضلانی و بافت همبند خاصی که سروزا یا ادونتشیا نام دارد. هربخش از لوله گوارش دارای عملکردهای ویژه ای است. دهان و مری غذای بلعیده شده را انتقال داده و معده آن را با شیره های گوارشی ترکیب می کند. تجزیه و تحلیل نهایی برای هضم، جذب و دفع در روده کوچک انجام می شود جایی که مواد مغذی جذب می شوند. روده بزرگ نیز آب مواد غذایی گوارش یافته را گرفته و بقیه را به شکل مدفوع از بدن دفع می کند.

خواننده گرامی، پیشنهاد می شود مطلب ” وظایف مری و معده به زبان ساده ” را جهت کسب اطلاعات بیشتر در زمینه هضم، جذب و دفع غذا مطالعه فرمایید.

منبع: کتاب گوارش و تغذیه


هضم غذا

امی پس از مدرسه در راه بازگشت به خانه تصمیم دارد در یک ساندویچ فروشی نهار بخورد. او عجله دارد، میداند که غذا سریع آماده می شود و ایمن است. این غذا ممکن است خوشمزه ترین غذا برای او در جهان نباشد، ولی او را تا شام سیر نگه می دارد. امی صدها بار پیش از این ساندویچ خورده است. او همبرگر، سیب زمینی سرخ کرده و یک  لیوان شیرشکلات(شیرکاکائم) مخصوص سفارش می دهد. او می داند که همبرگر و سیب زمینی سرخ کرده، چربی و نمک زیادی دارند که او به آنها نیاز ندارد. او میداند که هضم شکلات نیز برای سلامتی اش مضر است. او دچار نوعی از عدم تحمل لاکتوز است که گاهی پس از خوردن محصولات لبنی باعث بروز کرامپ های شکمی و اسهال می شود.

او عجله دارد و می داند که به هرحال باید چیزی بخورد، علاوه بر این که در کل زمان کلاس فکرش حول خوردن لیوان شکلات دور می زده است. پس از این که امی نهارش را می خورد، دستگاه گوارش همبرگر، سیب زمینی سرخ کرده، شیر و شکلات را به مواد مغذی مورد احتیاج بدن او تبدیل می کند. در فرایند هضم غذا، غذایی که ما می بینیم، می بوییم و مزه مزه می کنیم در ابتدا از نظر فیزیکی به تکه های کوچک و کوچک تر خرد و سپس از نظر شیمیایی آن را به مواد مغذی مورد استفاده برای سلولها تبدیل می شود. این مواد مغذی به طور کلی مواد شیمیایی ساده ای هستند که هضم غذا می توانند از طریق سلول های دیواره دستگاه گوارش جذب خون شوند و در نهایت خون آنها را به سراسر بدن برساند.

گوارش و هضم غذا

هضم غذا (Digetion) یک تفکیک فیزیکی و شیمیایی غذا است که  آن را به مواد مورد استفاده سلولهای بدن تبدیل  می کند. این فرایند از دهان و درست در زمانی که غذای تکه شده جویده می شود، شروع خواهدشد. بدین شکل غذا به تکه های کوچکتری تبدیل شده و با یزاق ترکیب می شود. سپس غذا قورت داده می شود. در این حالت غذا به اندازه های کوچکتر درآمده است اما هنوز اندازه دلخواه را ندارد. گوارش و هضم غذا در معده و روده ادامه می یابد تا زمانی که اجزاء غذا به اندازه های مطلوب درآیند و مواد مغذی بتواند به سلولهای بدن برسند. به فرایندی که هضم غذا از طریق دیواره دستگاه گوارشی به خون می رسد، جذب(Absorption) می گویند. خون نیز مواد مغذی را به سلولهای بدن انتقال می دهد تا در سلولها به عنوان انرژی و مواد ساختاری مورد نیاز به کار گرفته شوند.

منبع: کتاب گوارش و تغذیه


وظایف معده و روده کوچک

لقمه غذایی که وارد معده می شود، شامل غذاهای تاحدی هضم شده و غذاهایی است که اصلاً شکسته نشده اند. آمیلاز و لیپاز زبانی به حدی هضم نشاسته و تری گلیسیریدها را شروع کرده اند. هضم پروتئین در معده آغاز می شود. پیش از ترک مواد غذایی از روده کوچک، تمام مغذی به درون سلول های پوششی دستگاه گوارش وارد شوند، جذب خواهند شد. در ادامه شما را با وظایف معده و روده کوچک در هضم و جذب غذا آشنا می کنیم.

وظایف معده

ارتباط بین معده و مری توسط اسفنکتر کاردیاک برقرار می شود. زیر مری، معده قرار گرفته است که در هضم پروتئین های موجود در ماده غذایی و لقمه غذا (بولوس) به کیموس (مایعی که از معده به روده کوچک انتقال می کند) نقش دارد. (شکل زیر). عضلات موجود در معده سه لایه متمایز هستند. موقعیت این لایه ها اجازه می دهد تا در تمامی جهات منقبض شود. درونی ترین لایه، فیبرهای مورب را در خود جای داده است و لایه میانی شبیه حلقه تنظیم شده و شبیه نان دونات است. بیرونی ترین لایه به صورت طولی تشکیل شده است.

معده در زیر دیافراگم قرار گرفته است. ارتباط معده به مری از طریق اسفنکتر کاردیاک و به دئودنوم از مسیر اسفنکتر پیلور است. سه لایه اصلی از ماهیچه صاف نیز در آن دیده می شود. چین مخاطی را راژ می گویند که باعث افزایش سطح عضو می شود.

معده در واقع یک بخش اصلی از لوله گوارش به حساب می آید که شکلی همانند حرف J دارد. بزرگترین بخش آن، بدنه است، که اصل فعالیت هضم در آن روی می دهد. قسمتی از معده که بالای بدنه قرار دارد و در واقع به مری متصل است، فوندوس نامیده می شود. وقتی که غذا وارد معده می شود، در فوندوس باقی می ماند و سپس با مایعات معده ترکیب می شود. هنگامی که غذا درون فوندوس باقی می ماند، آمیلاز بزاقی شکستن نشاسته را ادامه می دهد. همین که غذا بدنه معده را ترک کرده و وارد روده کوچک می شود، فرآیند گوارش ادامه پیدا می کند. در این مسیر، فوندوس همانند یک اتاق ذخیره عمل می کند که غذای اضافی را در فضای بدنه معده جای می دهد. یک معده خالی به اندازه یک مشت است در حالی که یک معده پر بزرگتر بوده و به ویژه بعد از صرف غذا اندازه آن بزرگتر هم می شود. وقتی که معده خالی باشد، لایه ها و چین های بزرگ که به آن ها راژ گفته می شود، در مخاط نمایان شده و در واقع بدون ذره بین قابل رویت هستند. این چین ها سطح درونی معده را افزایش می دهند. مخاط معده دارای قسمت های متفاوتی است که نمی توان آن را در بخش های دیگر مجرای گوارشی دید. اپیتلیال در زیر مخاط گودال هایی را تشکیل داده اند که به آن ها حفره معدی می گویند (شکل زیر). این حفره ها به وسیله مخلوطی از سلول های اپیتلیال ستونی و سلول های خاصی که مواد شیمیایی برای هضم ترشح می کنند، پوشیده شده اند. سلول های گابلت، برای حفظ لایه های معده از سایر ترشحات به ویژه اسیدکلریدریک مترشحه از سلول های پاریتال موکوس (مخاط) ترشح می کنند. اسید به هضم ترکیبات بزرگتر به اندازه های کوچکتر کمک می کند. اسید، باکتری و دارو را هم هضم می کند. سلول های پاریتال یا جداری یک ماده شیمیایی با عنوان فاکتور داخلی ترشح می کنند که برای جذب ویتامین B12 در روده کوچک حیاتی به شمار می آید. اگر این عامل در دسترس نباشد، بدن قادر به جذب این ویتامین نخواهد بود و در نتیجه شخص دچار سندرمی با عنوان آنمی پرنیشیور (کم خونی کشنده) می شود.

نوع سوم سلول های موجود در اپیتلیال حفره گاستریک معده سلول های اصلی یا چیف سل ها هستند. سلول های اصلی معده معمولاً یک ماده ی شیمیایی به نام پپسینوژن را ترشح می کنند. وقتی پپسینوژن با اسیدکلریدریک برخورد می کند به فرم فعال که به پپسین معروف است، تبدیل می شود. پپسین در واقع هضم پروتئین ها را با شکستن اجزاء بزرگتر در معده آغاز و سپس آن ها را به مولکول های کوچکتر خرد می کند. اگر اسید کلریدریک وجود نداشته باشد، پپسین نمی تواند از پپسنیوژن شکل بگیرد و روند هضم پروتئین در معده نمی تواند آغاز شود. چهارمین سلول اپیتلیال ویژه با عنوان سلول G، هورمونی را با عنوان گاسترین ترشح می کند که وظیفه اصلی آن تحریک سه نوع دیگر از سلول ها می باشد. مایعات معده وقتی سلول های G فعال هستند، تولید می شوند.

حفره های معده، مشخص شده در لایه درونی معده حاوی سلول های ویژه ای هستند که مواد شیمیایی مورد استفاده برای گوارش را ترشح می کنند. نمای میکروسکوپی از یک حفره معده ای بسته.

تنظیم دستگاه گوارش

فرآیند هضم در معده از مسیرهای متفاوتی تحریک می شود. فکر کردن، دیدن و بوئیدن می تواند معده را برای ترشح مایعات هضمی تحریک کند. وقتی که غذا وارد معده می شود، کشیده شدن دیواره های معده باعث اعمال فشار بر گیرنده های فشار در دیواره و به ویژه اعصابی خواهد شد که در لایه ماهیچه صاف معده وجود دارند، خواهد شد. این اعصاب پیام هایی را رله می کنند که ترشح گاسترین را هماهنگ می کنند. علاوه بر رسپتورهای کششی، مواد شیمیایی خاصی مثل کافئین و الکل در تولید شیره معدی مؤثر هستند. علاوه بر این غذاهای قلیایی هم ترشح شیره معدی را افزایش می دهند. افزایش مقدار اسیدکلریدریک رد معده باعث کاهش تولید اسید از سلول های جداری می شود و تولید پپسین و در نتیجه تجزیه پروتئین ها نیز کاهش می یابد. هضم در معده همچنین بر اساس شرایط روده کوچک تحت کنترل است. وقتی محتویات کیموس در معده اسیدی باشد با ورود به روده کوچک، تحریک سلول های G توسط سیستم عصبی مهارمی شود. وجود پپتید حاصل از پروتئین و اسیدهای چرب حاصل از شکستن تری گلیسیرید هم مانع از تحریک سلول های G توسط سیستم عصبی می شوند و مخلوط شدن مواد هم در معده با کندی صورت می گیرد. تعامل معده و روده کوچک، دریافت کیموس را در مقادیر قابل فرآوری در روده تنظیم می کند. در ادامه فرآیند گوارش، یک اقدام خنثی کردن اسید است. روده کوچک، همانند معده لایه مخاطی ندارد که نقش محافظ را ایفا کند، بنابراین اسید کلریدریک می تواند به دیواره داخلی روده آسیب زده و آن را زخم کند. پاره ای مواد مانند الکل می توانند از دیواره معده جذب شوند. عملکردهای معده در آماده سازی غذا برای هضم و جذب بیشتر در روده کوچک هماهنگ می شوند. گلوکز، کافئین و الکل از طریق دیواره داخلی معده نیز جذب می شوند. آب نیز در معده در صورت وجود مقدار کافی گلوکز حل شده و سپس جذب می شود. فرمول کل نوشیدنی های ورزشی برای ورزشکاران، جذب سریع و افزایش انرژی بدن و عرضه متابولیسم ماهیچه ای برای آنان است و بعد از یک عرق کردن گسترده، دوباره آب را به بدن باز می گرداند. معده به آرامی تخلیه می شود و در حد یک انس مایع را به درون روده کوچک می فرستد. معمولاً پس از مصرف یک غذای سنگین، چند ساعت طول می کشد تا معده خالی شود. در محل تلاقی، و اتصال معده و روده کوچک، اسفنکتر پیلور در تظیم ورود مقدار مواد غذایی به روده کوچک نقش دارد. بر خلاف اسفنکتر کاردیاک، اسفنکتر پیلور، نمی تواند به راحتی تحت فشار باز شود. باز و بسته شدن آن به وسیله مقدار مواد غذایی موجود در معده و توسط پاسخ روده کوچک کنترل می شود.

روده کوچک

در این قسمت ، هضم کامل می شود. محصولات هضمی از طریق سلول های پوششی دستگاه گوارش جذب شده وبه وسیله خون و سیستم لنفاوی به درون بافت ها انتقال می یابد. روده کوچک از سه بخش اصلی تشکیل شده است: دئودنوم، ژژنوم، ایلئوم. کیموس حاصله از معده در ابتدا به بخش ابتدایی یعنی دئودنوم وارد می شود که حدود 10 اینچ طول دارد. ژژنوم یا بخش میانی سه فوت طول دارد. قسمت آخر ، ایلئوم نیز شش فوت طول دارد. روده کوچک، خم شده و پیچ خورده تا بتواند درون حفره شکمی قرار بگیرد. انطباق دیواره لوله گوارش شامل مخاط و زیر مخاط است. مخاط معمولاً با چین و چروک های حلقوی مرتبط هستند و باعث افزایش سطح روده کوچک می شود. این اثرات باعث افزایش برخورد محتویات لوله با لایه اپیتلیال و در نتیجه شانس بیشتر ورود مواد مغذی و جذب آنها به سلول های پوششی می شود. مخاط همچنین دارای زائده های انگشت مانندی است که به آن ها پرز می گویند و به طور کلی سبب افزایش ناحیه سطح جذبی می شود.

در مرکز هر پرز دو شبکه مویرگی وجود دارد: مویرگ خونی و مویرگ لنفاوی. مویرگ خونی حاوی خون است و باعث ارتباط سرخرگ و سیاهرگ می شود. مویرگ لنفاتیک محتوی مایعی است که به آن لنف می گویند و پس از ورود به درون سیستم لنفاتیک فرستاده شده و در نهایت وارد خون می شود. موادی که توسط دستگاه گوارش جذب می شوند، به درون یکی از این مویرگ ها فرستاده می شوند. مواد محلول در آب مثل قند و اسید آمینه ها به شبکه خونی وارد می شوند، در حالی که مواد محلول در چربی مثل کلسترول و تری گلیسیرید به شبکه مویرگی لنفاتیک راه می یابند. تمام خونی که مجرای گوارش ترک می کند به صورت مستقیم به کبد می رود. در کبد طی فرآیند های شیمیایی، مواد مغذی هضم شده برای هدف های چندگانه استفاده می شود. چربی های موجود در شبکه مویرگی لنفاتیکی که نمی توانند به طور مستقیم به کبد وارد شوند، از طریق ورید گردنی و تحت ترقوه ای (ساب کلاوین) به خون وارد می شوند. این چربی ها به سراسر بدن برده می شوند و به وسیله بافت های بدن به عنوان منبع انرژی و یا مواد ساختمانی که برای رشد و ترمیم بافت ها نیاز است مورد استفاده قرار می گیرند. غشاء هر سلول مخاطی اپیتلیال به سمت بیرون برآمدگی هایی دارد که به آن میکرو ویلی (micro Villi) می گویند (شکل زیر). بیرون زدگی ها سومین راه افزایش سطح در روده کوچک به شمار می آیند و هدف از انها افزایش کارایی هضم و جذب است. ساز و کارهای زیر مخاط، می تواند به شناسایی سه بخش اصلی روده کوچک کمک کند. دئودنوم در زیر مخاط حاوی غده های برونر است. غدد برونر مخاط قلیایی ترشح می کنند که اسید موجود در کیموس معده را خنثی می کنند. در ایلئوم در زیر مخاط بافت لنفوئیدی به نام پیرپاچ دیده می شود. این بافت لنفاوی به غربالگری مواد بلعیده شده در روشی مشابه لوزه ها کمک می کند. اما در ناحیه زیر مخاط ژژنوم هیچ بافت اختصاص یافته ای وجود ندارد.

ارگان های فرعی و کمک در فرآیند هضم

کبد، کیسه صفرا و لوزالمعده: کبد و کیسه صفرا دو ارگان گوارشی فرعی و مهم هستند که همراه با روده کوچک کار می کنند. کبد دارای عملکردهای مهم خاصی در بدن است. این عضو در تنظیم متابولیسم کربوهیدرات، پروتئین و چربی نقش دارد و مواد زاید بدن و داروها را از بدن دفع می کند (سم زدایی). علاوه بر این، کبد، بیلی روبین، ناشی از مرگ سلول های قرمز را با وارد کردن به داخل صفرا کاهش می دهد. این مایع (صفرا) که در کیسه صفرا ذخیره می شود به هضم چربی ها از طریق امولسیون کردن آن ها به مولکول های کوچکتر برای جذب کمک می کند. صفرا از نمک های صفراوی، کلسترول، فسفولیپیدها و مواد دیگری تشکیل شده است. در صورت لزوم، صفرا از کیسه صفرا به درون مجرایی که به روده متصل است، ترشح می شود. پانرکاس یا لوزالمعده، هورمون ها، آنزیم های گوارشی و بی کربنات را برای کمک به هضم به دئودنوم تولید می کند. انسولین و گلوکاگون دو هورمون مترشحه از پانکراس هستند که در بدن برای کنترل سطوح خونی گلوکز کار می کنند.

گوارش در روده کوچک

وقتی کیموس اسیدی وارد دئودنوم روده کوچک می شود، رویدادهای خاصی در آن جا روی می دهد. اسید همراه با پروتئین و اسیدهای چرب که در کیموس وجود دارد، باعث می شود که سلول های ابتدایی دئودنوم، شیره روده ای تولید کنند. در هر روز حدود یک تا دولیتر شیره های هضمی تولید می شود. شیره گوارشی یا هضمی که شامل مخاط است حالت قلیایی دارد و می تواند به خنثی کردن حالت اسیدی کیموس کمک کند و دئودنوم را از تأثیر اسید محافظت مصون دارد. کیموس همچنین باعث ترشح دو هورمون از دئودنوم می شود. هورمون کوله سیستوکینین (CCK) باعث انقباض کیسه صفرا و پمپ صفرا از طریق مجرای صفراوی به درون روده کوچک می شود.

پرزها و میکروپرزها سطح روده کوچک را افزایش می دهند، بنابراین ظرفیت جذب مواد مغذی را افزایش می یابد. پرز مثل برآمدگی انگشت مانند در سطح روده است و میکروپرز بیرون زدگی کوچکتر از پرز است.

CCK همچنین باعث می شود تا پانکراس آنزیم های هضمی خود را به درون دئودنوم ترشح کند. هورمون سکرتین نیز باعث می شود تا پانکراس نیز آنزیم هضمی خود را به درون دئودنوم ترشح کند. این هورمون همچنین باعث می شود تا پانکراس مقادیر زیادی بی کربنات به درون روده کوچک ترشح کند. بی کربنات بیشتر اسید کلریدریک ترشح شده از معده را خنثی می کند. پس از اینکه عمل خنثی سازی روی داد، محیط روده کوچک قلیایی شده و شرایط مورد نیاز برای فعالیت آنزیم های هضمی فراهم می شود. آنزیم های هضمی، نشاسته، پروتئین، تری گلیسیریدها و نوکلئیک اسید را به مولکول های با سایز متوسط می شکند. آمیلاز پانکراس نیز نشاسته را به بخش های کوچکتر دی ساکاریدی مثل مالتوز می شکند، اما به گلوکز تبدیل نمی کند. بنابراین در فرایند گوارش بعید است، دی ساکاریدهایی مثل سوکروز (از میوه ها و شکر) و لاکتوز (از شیر) پیش از شکسته شدن هضم شوند. پروتئین ها نیز به پپتیدها شکسته می شوند، که زنجیره های کوچکی از اسیدهای آمینه هستند و این کار توسط آنزیم های پانکراسی انجام می شود. این آنزیم ها به پپتیدازها مشهورند و شامل تریپسین، کیموتریپسین، الاستاز، کربوکسی پپتیداز هستند. پپتیدهایی که بر اساس فعالیت آنزیم های شکل می گیرند ساختاری بسیار کوتاه دارند و در سطح پرزها، میکروپرزها بیشتر شکسته خواهند شد. تری گلیسیریدهای غذایی نیز به طور کامل توسط لیپازهای پانکراسی تجزیه می شوند. اسیدهای نوکلئیک DNA و RNA نیز توسط آنزیم هایی به نام نوکلئاز به نوکلئوتیدها شکسته می شوند. هضم بیشتر نوکلئوتیدها در سطح پرز روی می دهد. هضم نهایی تمام مواد در سطح پرز روی می دهد. آنزیم های سلول های اپیتلیال پرزها، دی ساکارید ها، پپتیدها و نوکلئوتیدها را به شکلی به اجزای اصلی آن ها تجزیه می کنند که برای جذب مناسب باشند. این فرایند بسیار مؤثر و کارا است، زیرا تجزیه نهایی مواد مغذی دقیقاً در محل جذب آن ها روی می دهد، سپس این مواد از طریق غشاهای سلول های پوششی روده کوچک عبور کرده و به سرعت به مویرگ های خونی پرز انتقال می یابند. جذب چربی فرآیند پیچیده ای است. اسیدهای چرب کوتاه زنجیره و گلیسرول حاصل از تری گلیسیریدها از طریق انتشار ساده غشاهای سلولی پوشش دهنده لوله گوارشی جذب می شوند. کلسترول و اسیدهای چرب بلند زنجیره، نمی تواند از طریق غشاهای سلولی انتشار یابند و در مورد آنها باید به صورت متفاوتی اقدام شود.

چون چربی ها در آب محلول نیستند، به راحتی از غشاء عبور نمی کنند. بنابراین، بدن یک راه جانشین برای انتقال چربی به سلول پیدا کرده است. در ابتدا چربی با نمک های صفراوی ترکیب شده و به صورت یک قطره امولسیون در می آیند. این قطره ها در نهایت توسط آنزیم لیپاز هضم شده و به صورت میسل در می آید تا به این طریق از سلول عبور کنند.

نمک های صفراوی با این چربی ها ترکیب شده و کره های کوچکی به نام میسل (Micelles) را تشکیل می دهند (شکل پایین). کره ها کوچک حاصله می توانند از غشاهای سلولی پوششی با پروتئین هایی ترکیب می شوند که می توانند در حمل آن ها به صورت لنف و خون کمک کنند. ترکیب کلسترول، تری گلیسیریدها و پروتئین سلول پوششی با عنوان شیلومیکرون خوانده می شود. به طور کلی شیلومیکرون ها در خون جریان دارند و تری گلیسیریدها را به بافت های بدن انتقال می دهند. در نهایت باقیمانده شیلومیکرون ها توسط کبد برداشت می شود. علاوه بر مواد غذایی بحث شده، مواد دیگری از طریق پوشش روده کوچک جذب می شوند که شامل الکترولیت سدیم، پتاسیم، کلرید و بی کربنات و همچنین ریز مغذی هایی مثل ید، نیترات، کلسیم، آهن، منیزیم و فسفات هستند. حدود 8/5 لیتر (9 کوارت) آب هر روز وارد روده کوچک می شود. مقدار زیادی از آن توسط غذا خورده می شود مثل (شیر شکلاتی امی) اما بیشتر مقدار وارد شده به درون سیستم برای کمک به شکستن غذا است. منبع اصلی این مایعات شامل: یک یا دولیتر همراه با غذا، یک لیتر بزاق، دولیتر شیره معده، یک لیتر صفرا، دو لیتر شیره پانکراس و یک لیتر شیره روده است. بیشتر آب نیز از طریق دیواره های جذب می شود. ماده مغذی یا مواد زاید و آبی که روده کوچک را ترک می کنند، به روده بزرگ وارد می شود. بیشتر آب وارد شده به روده بزرگ باز جذب و وارد خون می شود. مقدار کمی نیز از طریق مدفوع دفع می شود.

نتیجه:

لقمه غذا و بزاق وارد معده شده و با شیره گوارشی ترکیب می شود که مخلوطی از اسیدهای قوی و آنزیم هایی را به وجود می آورد که پروتئین ها و لیپیدها را در هم می شکند. هضم نشاسته توسط اسید کلریدریک با توقف خاصی همراه است. سه لایه از عضله صاف در لایه های عضلانی به معده اجازه می دهند تا مواد را در تمامی جهات فشرده و آن ها را با شیره هضمی ترکیب کند. لایه پوششی معده، شامل سلول های خاصی است که ترشح پیش ساز آنزیم های هضمی، اسید و ماده شیمیایی مورد نیاز برای کمک به انجام وظایف معده و روده کوچک در جذب ویتامین را ایجاد می کند. عملکردهای هضمی در معده، توسط هورمون های ترشحی خاصی به وسیله سلول های پوششی و هورمون های قسمت ابتدایی روده کنترل می شوند. البته موارد معدودی نیز وجود دارند که از طریق سه لایه پوششی در معده جذب می شوند. روده کوچک به سه بخش دئودنوم، ژژنوم و ایلئوم تقسیم می شود. ساختار موجود در زیر مخاط، 3 قسمت روده کوچک را متمایز می کند. شیره های گوارشی از کیسه صفرا و پانکراس به درون دئودنوم ترشح می شود. این شیره محتوی بی کربنات برای خنثی کردن اسید است و آنزیم هایی برای تجریه کربوهیدرات ها، پروتئین ها، لیپیدها و صفرا برای جذب چربی ها دارد. مخاط روده کوچک حاوی پرزهایی است که سطح لوله را افزایش داده و آنزیم های خاصی را برای مراحل نهایی هضم فراهم می کنند.

منبع: کتاب گوارش و تغذیه