سندرم روده تحریک پذیر(IBS)(Irriable Bowel Syndrome) به  صورت اختلال عملکرد رودهای به همراه درد مزمن شکم و تغییر در شکل معمول دفع مدفوع در بیمار تعریف می شود. این بیماری شایع ترین مشکل  گوارشی  می باشد. شیوع  بیماری در خانم ها حدوداً 3 برابر بیشتر از آقایان است. این سندرم ممکن است در بسیاری از بیماران با فیبرومیالژی و اختلالات روحی و روانی نظیر افسردگی و اضطراب همراهی داشته باشدو این بیماری می تواند به 3 صورت تظاهر پیدا کند:

  1. حالتی که شکایت اصلی بیمار اسهال است
  2. شکلی از بیماری که تظاهر  اصلی آن یبوست باشد و
  3.  حالتی  از بیماری که درد شکایت غالب بیمار  است. این  بیماری معمولاً خوش خیم بوده و پروگنوز خوبی دارد و در برخی اوقات حتی خودبخود نیز بهبود پیدا می کند.

تشخیص

 کرایتریای  اصلی که برای تشخیص  این سندرم  به کار می رود، کرایتریای رومIII (Rome III) می باشد که به  صورت زیر تعریف می شود:

حضور  علایم  به مدت  بیش از 3 ماه و درد شکم حداقل 3 روز در ماه که با دفع برطرف می شود و یا با تغییر در قوام و یا دفعات مدفوع ارتباط داشته باشد.

درمان

شرایطی  که یبوست تظاهر اصلی آن باشد

 در این بیماران افزودن فیبر به رژیم غذایی می تواند مفید باشد. در صورت عدم تحمل فیبر، پسلیوم نیز می تواند در این بیماران به کار رود. در صورت نیاز به مصرف ملین ها توصیه می شود که در حداقل دوز مؤثر برای کوتاه ترین زمان ممکن تجویز شوند. می توان به صورت آزمایشی بیمار را به مدت 4 تا 6 هفته تحت درمان با شیر منیزی یا لاکتولوز و یا پلی اتیلن گلیکول قرار داد. تگاسرود دارویی با اثرات آگونیست نسبی بر روی رسپتور سروتونین (5HT4)می تواند در  این بیماران تجویز گردد. این دارو حرکت دستگاه گوارش را افزایش می دهد و می تواند به  صورت 2 یا 6 میلی گرم دوبار  در روز نیم ساعت قبل از غذا تا 12 هفته مصرف شود. این دارو فقط برای استفاده در خانم ها تأیید  شده است. شروع اثر  دارو در طی هفته اول درمان اتفاق  می افتد. شایع ترین عارضه ی دارو بروز اسهال  در بیماران است. افزایش خطر حمله  قلبی، سکته و آنژین ناپایدار  در بیمارن، مصرف  این دارو را  به شدت محدود کرده است.

شرایطی که اسهال تظاهر اصلی آن باشد

 در این بیماران اجتناب از مصرف مواد غذایی که می توانند منجر به تحریک روده و بروز اسهال شوند، توصیه می شود. این مواد عبارتند از : کافئین، الکل و شیرین کننده های مصنوعی( سوربیتول، فروکتوز و مانیتول). در بعضی از بیماران نیز  ممکن است مشکل اصلی عدم تحمل لاکتوز باشد که منجر به بروز این حالت شده باشد. در بیماران با شکایت اصلی اسهال، زمان عبور از روده  باریک و کولون تسریع شده و بنابراین داروهایی که این فرآیند را آهسته کنند در برطرف کردن اسهال مفید خواهندبود. لوپرامید، آگونیست اپیوئیدی بوده( به میزان کمی به سیستم عصبی مرکزی نفوذ پیدا می کند) داروی انتخابی در این دسته از بیماران است. این دارو را می توان به صورت زیر تجویز نمود:

PRNتا4 بار  در روز –Tab/Cap Loperamide 2-4 mg Po

استفاده از این دارو به صورت پروفیلاکسی، قبل از قرارگرفتن در یک موقعیت استرس زا و یا  شرایطی که در آن دسترسی به دستشویی محدود باشد نیز می تواند مفید واقع شود. دیفنوکسیلات داروی خط دوم در این شرایط است که به دلیل عوارض جانبی آنتی کولینرژیکی آتروپین همراه مصرف آن محدود شده است. در مواردی که اسهال بیمار با این درمان های دارویی کنترل  نشود، کلستیرامین به عنوان داروی خط سوم می توانئ تجویز شود( به ویژه در بیمارانی که احتمال سوءجذب اسیدهای صفراوی وجود داشته باشد و یا در بیمارانی که تحت کوله سیستکتومی قرارگرفته باشند). این دارو تداخلات دارویی زیادی دارد و در بسیاری از بیماران به خوبی تحمل  نمی شود. دیفنوکسیلات و کلسترامین را می توان به منظور بررسی کارایی به  صورت ازمایشی به مدت 4 تا 6 هفته تجویز کرد.

آلوسترون آنتاگونیست قوی گیرنده سروتونینی 5HT3 است که زمان عبور  از روده  را آهسته می کند، جذب  سدیم داخل لومن را افزایش می دهد و نیز میزان ترشحات روده ی باریک را کم می کند. یبوست شایع ترین عارضه ی جانبی دارو  بوده که در 30% بیماران اتفاق  می افتد و 10% بیماران نیز به دلیل بروز  این عارضه داوری خود را  قطع می کنند. یبوست  شدید، انسداد روده و کولیت ایسکمیک در مصرف  این دارو گزارش شده است.سوراخ  شدن روده و مرگ نیز با مصرف این دارو ایجاد شده است. دوز شروع این دارو به  صورت mg 1خوراکی در روز به مدت  یک ماه است. اگر بعد از 4 هفته دارو تحمل شد ولی به خوبی علایم بیمار را کنترل  نکرد، می توان دوز دارو را تاmg 1 دوبار در روز افزایش داد. اگر در سابقه ی بیمار یبوست، انسداد روده(IBD) یا اختلال ترومبوآمبولیک وجود داشته باشد، نباید  این دارو را تجویز نمود. اگر بیمار دچار یبوست شود یا علایم کولیت ایسکمیک پیدا کند(نظیر ایجاد یا  بدتر شدن درد شکمی، اسهال خونی یا خون در مدفوع) باید دارو قطع  شود.

شرایطی که درد تظاهر اصلی آن باشد

ibs

داروهای شل کننده عضلانی از طریق اثرات آنتی کولینرژیک می  توانند در کنترل درد سندرم روده ی تحریک پذیر به کار روند ولی بر روی سایر علایم بیماری اثر ندارند. به دلیل عوارض آنتی کولنرزیکی مصرف این داروها به  صورت مداوم توصیه نمی شود و فقط در صورت نیاز باید به کار روند. درمان خط اول هیوسین و خط دوم دی سیکلومین است.داروهای ضدافسردگی 3 حلقه ای برای بیماران با درد شکمی شدید یا مداوم توصیه می شوند. این داروها( با دوز هدف  خود در این اندیکاسیون) باید به مدت  حداقل 3 ماه تجویز شوند(به عنوان مثال؛ آمی تریپتلین mg 50 ). ضدافسردگی های 3 حلقه ای با آمین نوع دوم(نورتریپتلین و دزیپرامین) بهتر از آمین های نوع سوم(آمی تریپتیلین و ایمی پرامین) تحمل می شوند. آمین های نوع سوم عوارض آنتی کولینرژیک نظیر خواب آلودگی، خشکی دهان، احتباس ادرار و افزایش وزن بیشتری دارند.

Mebeverine  یک داروی آنتی اسپاسمودیک بوده که در دوزهای 270-135 میلیگرم 3 بار  در روز عوارض آنتی کولینرژیک از خود نشان نمی دهد و می تواند در  کنترل درد این بیماران مفید واقع گردد. دوز توصیه شده از این دارو در افراد بزرگسال 135 میلیگرم 3 بار  در روز  است که ترجیحاً 20 دقیقه قبل از غذا تجویز می شود.بعد از چند هفته با رسیدن به اثرات مطلوب می توان دوز دارو را به تدریج کاهش داد. این دارو باید در بیماران با اختلال ریتم قلب، نارسایی کبدی و بیماری کلیوی شدید با احتیاط مصرف شود. دارو در 3 ماهه اول بارداری و نیز در دوران شیردهی نباید تجویز شود. عوارض دارو شامل سوءهاضمه، سوزش سردل، بیخوابی، گیجی، سردرد، بی اشتهایی، کاهش ضربان قلب، یبوست و ضعف می باشد.